سفری در راه است

 

"من"

از

گواه -شهید-

قول گرفته است که

دستش رابگیرد ببرد تا دوقدمی آب.

وحتما دلیل دارد برای خودش هم این دل

که این روزها مدام در جاده تهران-کربلا سیر می کند..

کربلای غرب هم برای خود کربلایی آفریده..

طوفانی دیگر در راه است..

 

"من"

خیس شده بود

"من "

از این همه باران حرف های پیاپی این روزها

خیس شده بود

این باران انگار بند آمدنی نیست.!!

شاید که بیچاره ها سقف آسمان دهان هاشان

سوراخ شده..

نه خیر !

این باران بند آمدنی نیست انگار